خرید بک لینک
دینگ دیدینگ دینگ دینگ دیدیدینگ دینگ...

صدای تکنوازی پیانویی هست (مثلا)! که من همراهش دارم تایپ میکنم.

راستش را که بخواهید میخواهم یک خاطره ای را برای خودم ثبت کنم؛خاطره اش چندان خوشایند نیست ولی به عمق دل من نفوذ کرده و هیچوقت نمیتوانم فراموشش کنم.

نیمه شب بود که من و پسر عمه هایم در کوچه پس کوچه های تهران در حال برگشت به قم بودیم و با وچود کمبود بنزین ، در به در دنبال پمپ بنزین بودیم ، که بالاخره یکی پیدا شد.

چند نفر بچه ی کار هم داشتند شیشه های ماشین های مردم را تمیز میکردند ؛ که یکی از دختر ها به من گیر داد که شیشه ماشینم را تمیز کند ، که من قبول نکردم و پولی بهش دادم ، وقتی گاز دادم که بروم دختر چنان پرید روی شیشه که ترسیدم ، پرسیم : « چرا همچین کاری کردی؟ » گفت : « اگه شیشه ی شمارا تمیز نکنم پولم حلال نیست» .

همچین دختر 6،7 ساله ای در آن ساعت از شب...

برچسب: نویسنده: آرمان محمدپور تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:50

صفحه بندی