موقعی که برای کنکور ارشد میخوندم، یک رمان پیدا کردم به اسم "همه میمیرند". اونقدر که فکر میکنید پرطرفدار نیست ولی عجیب روی من تاثیر داشت.
شخصیت اصلی داستان هزاران زندگی را تجربه کرد، زندگی در قدرت، زندگی در عشق، زندگی در فقر و ... . الان که به داستانش فکر میکنم، میبینم واقعا مهم نیست که چی ازت به جا میمونه، تو میمیری. میخوای اثری ازت باقی بمونه که چی؟ ادامه حیات خودت رو توی اون چیز میبینی؟ نه! تو مردی. ی نفر هم مثل یالوم تو همه ی کتاباش سعی داره تلاش کنه بگه که استرس نداشته باش. تو آخر میمیری هر چی که بشه؛ ولی واقعا آخر میمیری؟
اون دنیا هم اگه بهش اعتقاد دارید. زنده میمونیم با داشتن و خاطرات این دنیامون، پس چرا بخاطر باقی موندن و ادامه حیاتمون درون اون چیز ها، چیزهارو خلق کنیم، این دنیا واقعی نیست و اون چیز ها هیچوقت "ما" نمیشن. "ما"، احساسیه که از خلق و انجام دادن اون چیزها داریم، چه خوب و چه بد! که اون احساس تا ابد باهامون میمونه. هیج تغییری درون اون احساس بعد از پایداریش نخواهد بود و همیشه همنشینمون خواهد بود.
آدم میره تو فکر که این ویژگی نفرین ه یا آفرین...
برچسب:
نویسنده: آرمان محمدپور