اتفاق مبهمی افتاد ؛ هنگامی که در حال جرعه جرعه کردن چایم بودم نگاهم به دختری افتاد که در میز جلو نشسته بود و با دوستانش میگفت و میخندید ، خیلی آشنا بود و واقعا حس آشنایی را در من بیدار کرد حس اشنایی که انگار گم شده بود.
در همین حال که در فکرم جستجوی چهره ای از او میکردم ناگهان دیدم که او هم همینطور به من زیر چشمی نگاه میکند ، نمیدانم از نگاه زل زده ی من در سوال بود یا او هم مانند من به دنبال چهره ی آشنایی از من میگذشت؟
+لطفا موسیقی وبلاگ رو گوش کنید
برچسب:
نویسنده: آرمان محمدپور