خرید بک لینک
چند روز پیش بود که یکی از دوستانم پایش شکست و خونه نشین شد ؛ چند روزی گذشت که یک روز که زنگ زدم گفت که به فلان جا رفته وبخاطر درد پا نمیتواند برگردد، من هم سوار ماشین شدم و گازش را گرفتم.

بعد از اینکه کارهایش را انجام داد شب شده بود که اخر وقتی در حال پیاده شدن بود گفت میدونی محمد ، بعضی وقتا شکستن پا هم میتونه لذت بخش باشه وقتی قرار باشه مرام تو رو بشه.

این روزهای خاص معمولی خیلی زیبا هستند .

پ.ن چه وحشتناکه که قرار باشه پسر عمت و یکی از دوستایی که از دوره ی راهنمای دوستی باهاش و یکی از نزدیکات ازدواج کنن

برچسب: نویسنده: آرمان محمدپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:54

صفحه بندی